کتاب صوتی گلوله برفی

دسته بندی :کتاب صوتی 25 شهریور 1400 121

کتاب صوتی گلوله برفی

(شناخت همه جانبه ثروتمند ترین مرد دنیا وارن بافت)

کتاب صوتی گلوله برفی

نویسنده:  آلیس شرودر

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

کتاب صوتی گلوله برفی

کتاب صوتی گلوله برفی به نویسندگی  آلیس شرودر که به همت تیم مجموعه استدیو بورصدا تهیه و تولید شده است. در این کتاب صوتی  خواهید شنید که  سرمایه گذاران باید
شناخت بیشتری نسبت به بازار بورس و انواع استراتژی ها پیدا کنند تا بتوانند در بلند مدت سود خوبی بدست آورند.
این کتاب صوتی به تمام افرادی که علاقمند به سرمایه گذاری در بازارهای مالی، کتاب های موفقیت و کارآفرینی یا شناخت انسان های موفق هستند توصیه می شود.
یکی از این سرمایگذاران موفق در بازار های مالی آقای وارن بافت می باشد.

وارن بافت تمام سرمایه 62 میلیارد دلاری خودش را بدون حتی یک سنت کمک از دیگران با تلاش و دیدگاه اقتصادی خودش بدست آورده است. اولین درآمد وارن در سن شش سالگی
از طریق فروش آدامس و توزیع روزنامه بدست آمده است. او این درآمد را در طول 80 سال زندگی بزرگ و بزرگتر کرد و ثروتش را به بهترین شکل استفاده کرده است. تمام روش ها و
ریزه کاری هایی که وارن را در طول این مسیر به موفقیت رسانده در این کتاب گفته شده است که باعث موفقیت افراد زیادی شده است.

کتاب صوتی گلوله برفی

اصلی ترین هدف از ترجمه این کتاب بعد از علاقه شخصی بکار بردن اصول درست وصحیح سرمایه گذاری و انتشار آن در بین عموم مردم بخصوص فعالان و مدیران سرمایه گذار بوده است.

کتاب صوتی گلوله برفی وارن بافت

بخش اول: کارت امتیاز داخلی

فصل اول : دفتر کار

دفتر کار وارن بافت ساده و آنطور که در آن احساس آرامش و راحتی می کرد بود و پر بود از خاطرات 50 سال کار و تلاش او.
در فصل اول این کتاب صوتی می شنوید که وارن بافت پشت میز ساده چوبی پدرش می نشست. کت و شلوار گران قیمت از برند زنیا که یکی از گرانترین برندهای ایتالیایی پوشاک مردانه است
همیشه تنش بود اما با کمی چین خوردگی، انگار اتو نشده بود و پیراهن سفیدی که انگار خیلی از آن استفاده کرده بود و یقه آن دیگر مثل روزهای اول مرتب و هماهنگ با کراواتش نبود.

انگار وارن بافت سال هاست این لباس ها را دارد. وارن بافت با موهای سفید و ابروهای پر پشت وعینک صدفی وپوسته ایی که برای ساخت جواهرات از ان استفاده می کنند وبا
چشم های آبی، شخصیتی جذاب و مشکوک دیده می شود.

دفتر کار وارن بافت

وارن بافت در سن 72 سالگی مثل یک نوجوان، سر زنده و شاداب بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل دوم : سان ولی

در فصل دوم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که سان ولی شهری در شهرستان بلین در ایالت آیداهو است که میهمانی با حضور افراد و مدیران برجسته در آنجا برگذار می شد؛ و بافت همراه پسرش
پیتر و همسرش جنیفر، دخترش سوزان همراه دوستش و دوتا از نوه هایش برای سفر به آنجا با جت شخصی خودش که یکی از بزرگترین هواپیماهای جهان در سال 1999 به حساب می آمد به آنجا می رفتند.

عموما وارن بافت را بخاطر رفتارش دوست داشتند و در این محافل مورد توجه خبرنگاران و عکاسان هم قرار می گرفت.

سرگرمی های زیادی برای مهمانان در نظر گرفته شده بود از جمله قایق سواری، ماهیگیری، سوارکاری، عکاسی در طبیعت، گلف و غیره و در حین همین تفریحات ارتباطات
بین مهمانها شکل می گرفت. از بین تمام تفریحات و سرگرمی ها بافت علاقه زیادی به بازی گلف داشت. گاهی اوقات بافت برای مدت طولانی مشغول مطالعه و تماشای اخبار اقتصادی می شد.

کتاب صوتی گلوله برفی

در کتاب صوتی گلوله برفی به نویسندگی آلیس شرودر خواهید شنید که در روزهای پایانی مهمانی ، سخنرانی های مهمی انجام می شد و بافت که علاقه ای به سخنرانی نداشت اما قرار بود
درآن روز برای مهمان ها در مورد بازار بورس سخنرانی کند.

همه می دانستند بافت معتقد به سرمایه گذاری های سنتی است و با سرمایه گذاری در شرکت هایی که آن زمان دچار حباب شده بودند مخالف است و همین هم باعث شده بود محبوبیتش
در بین سرمایه گذاران کمی لطمه ببیند. او هیچ گاه به قول خودش بازار را پیش بینی نمی کرد اما در این سخنرانی برخالف همیشه تصمیم گرفت به مهمان ها بگوید خرید این نوع
سهام به نفع سرمایه گذاران نیست. او در طول دوران معاملاتش تاثیر تحولات زیادی مثل خط راه آهن، تلگراف ، تلفن ، اتومبیل و غیره را بر بازار سرمایه دیده بود.

وارن بافت در گلوله برفی

در کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن سه شرایط را برای تداوم رشد بازار عنوان کرد :

اول اینکه نرخ بهره همچنان در پایین ترین میزان طی سال های گذشته باقی بماند.

دوم سهم سرمایه گذاران خصوصی از کل اقتصاد از دولت بیشتر باشد.

سوم رشد و توسعه اقتصاد جهانی سرعت رشدش نسبت به قبل بیشتر شود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سوم : زندگی روزمره یک میلیاردر

در فصل سوم ازکتاب صوتی گلوله برفی به نویسندگی آلیس شرودر می شنوید که همه چیز در زندگی بافت در نهایت آرامش و خونسردی برنامه ریزی شده بود و بجز سفرهای
کاریش در اوماها بود و 40 سال بود در یک خانه سکونت داشت و هر روز راس ساعت 8:30 پشت میز کاری که مال پدرش بود می نشست، تلویزیون دفترش را رو شن و صدایش
را قطع می کرد و همزمان که نگاهی به زیر نویس اخبار داشت نشریات مختلف اقتصادی و خبرهای تحلیل گران مورد اعتمادش را مطالعه می کرد.

فصل چهارم : وارن چه اتفاقی افتاده؟

در فصل چهارم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که بارونز _معتبرترین مجله وال استریت_ عکس بافت را چاپ کرد و بزرگ تیتر زد: بافت چه اتفاقی افتاده است؟

بافت دائما به خودش می گفت شرایط درست می شود اما دقیقا نمی دانم کی و چه موقع. در این زمان بسیاری از طرفداران بافت هم جذب شرکت های فناوری اطلاعات شده بودند،
اما بافت هیچ وقت همچین کاری را نکرد و ترجیح می داد فعلا اقدامی نکند.

بافت اهمیت زیادی به نظرات خودش میداد و ثابت قدم بود. او عقیده داشت باید به مسائل درونی و اخلاقی پایبند باشد نه به نظرات انتقادی و پیشنهاد دیگران و ترجیح می داد با اصول خودش
زندگی کند و به کسب و کارش بپردازد و از پدرش یاد گرفته بود طرز فکر افراد در مورد خودش برایش اهمیتی نداشته باشد.

طرز فکر افراد در مورد خودش برایش اهمیتی نداشته باشد

کتاب صوتی گلوله برفی

بخش دوم : تحصیلات مقدماتی

فصل پنجم : شانس

فصل پنجم از کتاب صوتی گلوله برفی برای شنوندگان بیان می کند که وارن بعد ها گفته بود: من در بچگی تمام چیزهای خوب را داشتم. من این امتیاز را داشتم که در خانواده و خانه ای خوب بزرگ بشوم.
والدین باهوشی داشتم و به مدرسه خوبی می رفتم. فکر نمی کنم امکان زندگی و بزرگ شدن با والدین بهتری می توانست نصیبم بشود. من از آنها پولی نمی گرفتم و همچین چیزی را هم نمی خواستم.

اما من در زمان و مکان درستی بدنیا آمده بودم. بافت معمولا موفقیت خودش را به شانس ربط می دهد. افراد کمی این حرف های بافت را که با بهترین شرایط و والدین بزرگ شده است را باور دارند.
او همیشه از پدرش بعنوان یک مرد نمونه که به فرزندان و همسرش اهمیت می داد صحبت می کرد، اما هیچ وقت از مادرش چیزی نمی گفت.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل ششم : مسابقه تیله بازی در وان حمام

در فصل ششم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که قبل از تولد وارن، مردم در هوای گرم یک روز تمام جلوی در بانک ها صف می کشیدند تا بتوانند از بانک پول بگیرند،
اما همیشه عده ای که ته صف بودند به آنها پول نمی رسید، بانک ها پول نقد نداشتند.

در یک ماه 4 بانک بخاطر نداشتن پول تعطیل شدند. یکی از آن بانک ها، بانک کارفرمای هاوارد بود. آن سال ها شغلی هم پیدا نمی شد و هاوارد مجبور بود برای تامین نیازهای
زندگیش کاری کند. او تصمیم گرفت به همراه دو نفر از دوستانش یک شرکت کارگزاری جدید تاسیس کنند. در شرایطی که کسی سهامی نمی خرید این کار ریسک زیادی داشت.

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

در شرایطی که کسی سهامی نمی خرید این کار ریسک زیادی داشت

کتاب صوتی گلوله برفی

یکی از سرگرمی های وارن این بود که تیله هایش را کنار وان حمام می چید و وان را پر از آب می کرد و بعد همزمان که یک تیله را با قدرت به سمت آب می انداخت
دکمه زمانسنج را هم می زد و هر کدام از آن تیله ها که سریعتر به در پوش آب می رسید برنده بود؛ بافت اینکار را بارها تکرار می کرد واز آن هم خسته نمی شد. وارن از طریق مسابقه
وان حمام و سازندگان سرودهای مذهبی، محاسبه احتملات را یاد گرفته بود. او در همه جا می دید این محاسبات وجود دارد.

فصل هفتم : جشن روز مدرسه

در فصل هفتم از کتاب صوتی گلوله برفی به نویسندگی آلیس شرودر می شنوید که اولین سال تحصیلی وارن در سال 1936 در مدرسه رزهیل با علاقه زیاد شروع شد. مدرسه
فرصتی بود تا او کمتر در محیط خانه و کنار مادرش باشد.

کتاب صوتی گلوله برفی

کلاس چهارم برای وارن خسته کننده ترین قسمت زندگیش بود. هیچ چیزی برای وارن به اندازه پای تخته و مسئله ریاضی حل کردن جذاب نبود. البته او جغرافیا و
املا را هم دوست داشت. وارن و دوستانش بهترین های کلاس بودند.

یکی دیگر از سرگرمی های بی شمار وارن، موسیقی بود او کورنت را با وجود تمام مخالفت های مادرش آموزش می دید و سعی می کرد مادرش را راضی نگه دارد.
مدرسه از او برای جشن دعوت کرده بود واین پاداش خوبی برای تلاش های او به حساب می آمد.

برای جشن دعوت کرده بود واین پاداش خوبی برای تلاش های او به حساب می آمد

فصل هشتم : یک هزار راه

در فصل هشتم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که علاقه اصلی هاوارد سیاست و بعد پول بود اما وارن درست برعکس پدرش بود. وارن از هر فرصتی برای یاد گرفتن تجارت استفاده می کرد
و معمولا در محیط کار اطراف دفتر پدرش پرسه می زد تا شاید چیزی یاد بگیرد و برای این کار از کتاب ها و خواندن ستون ترید در مجله های دفتر کار پدرش هم استفاده می کرد.

کتاب صوتی گلوله برفی

در شرکت کارگزاری که در ساختمان دفتر پدرش بود اجازه نوشتن قیمت سهام مختلف با گچ روی تخته را داشت؛ او از این کار بسیار خوشحال بود. آن زمان در روزهای تعطیل هم مردم بیکار به تالار خصوصی
معاملات می آمدند و قیمت سهام را روی نمایشگر تماشا می کردند؛ وارن هم با عموی پدرش، فرانک بافت و عموی مادرش ، جان باربر به آنجا می رفت. عمو فرانک نسبت به دنیا بد بین
بود و عمو جان کاملا خوش بین بود.

فصل نهم : انگشتان جوهری

در فصل نهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که پدر بزرگ وارن از اینکه او به فکر راه های مختلف پول درآوردن بود لذت می برد. او از وارن خواسته بود تا آخر هفته ها به فروشگاه او بیاید
و در آنجا مشغول شود. سیستم آنجا براساس فروش اعتباری و تحویل در منزل بود؛ مشتریان به شرکت زنگ می زدند و اجناسی که می خواستند را سفارش می دادند و پرسنل آنجا آنها را آماده
می کردند و با ماشین های مخصوص می بردند تا به مشتریان تحویل بدهند.

کتاب صوتی گلوله برفی

وارن شیطنت را در کارش هم داشت او توانست مدیرش را قانع کند تا مسئولیت پخش روزنامه را در منطقه ای
که مخصوص افراد بزرگسال بود به او بدهد. مالک آن منطقه ملکه هند بود؛ در آنجا سناتورها و قاضی های عالی رتبه زندگی می کردند. روز های اول کار برای وارن سخت بود اما به مرور او
به کارش مسلط شد. او در کنار روزنامه تقویم هم به مشتریانش می فروخت.

فصل دهم : داستان های جنایی

در فصل دهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که رفتارهای بد وارن تا موقع ورود به دبیرستان ادامه داشت. پدر وارن که استعداد و شخصیت پسرش را خوب می شناخت
برای اینکه او را به سمت مسیر اصلی اش ببرد از او خواست دو راه را انتخاب کند: یا به همین مسیر غلط ادامه بدهد، که در اینصورت باید کار پخش روزنامه را کنار بگذارد
و یا به کارش ، درس و برنامه هایی که قبلا داشت را انتخاب کند.

مسیر اصلی

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل یازدهم : بدنسازی

در فصل یازدهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که درآن زمان اوضاع سیاسی کشور اصلا وضعیت خوبی نداشت. رئیس جمهور در اثر خونریزی مغزی جانش را از دست داد
و معاون او جانشینش شده بود. وضعیت جمهوری خواهان اصلا خوب نبود.

اما این شرایط برای درآمد وارن خوب بود چون همه دنبال خبرهای جدید بودند و او بیشتر روزنامه می فروخت تا اینکه جنگ با تسلیم آلمان تمام شد. وارن همچنان مشغول تمرینات
ورزشی و اندازه گیری دور بازو بود اما او بدن خیلی ضعیفی داشت؛ متوجه شد تمرینات بدنسازی هم بدرد او نمی خورد.

فصل دوازدهم : سایلنت سیلز

در فصل  دوازدهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن علاوه بر این یک مزرعه هم در میدوست به مبلغ 1200 دلارخرید و قراردادی هم با کشاورزانی که در آنجا کار می کردند نوشت.
وارن سرمایه گذاریش را خیلی دوست داشت، چون کارهای بدنی را آن کشاورزان انجام می دادند و خودش فقط سود آن را می گرفت. وارن تا نزدیک پایان دوران دبیرستانش ثروت 5000 دلاری
جمع کرده بود. سرمایه ای که از کار پخش روزنامه ها و سایر فعالیت های او به دست آمده بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سیزدهم: قوانین شرط بندی در مسابقه اسب دوانی

در فصل  سیزدهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن از پدرش خواست تا کتاب هایی را که راجع به اسب است را از کتاب خانه کنگره برای او بیاورد. او توانست
از طریق خواندن صدها کتاب و اطلاعات تمام مسابقاتی که به دست آورده بود نتیجه مسابقات را پیش بینی کند و بعد هر روز آن را با نتیجه واقعی مسابقات مطابقت بدهد.
او بعد از کلی تحقیق و آزمایش اینطور برداشت کرد که دو قانون وجود دارد :

اول: هیچ کس بعد از اولین مسابقه، شرط بندی را رها نمی کند.

دوم: هیچ کس نباید برای دور بعد همانطوری که قبلا باخته، جبران کند.

دو قانون وجود دارد

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهاردهم : فیل سوار

در فصل  چهاردهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن علاقه ای به ادامه تحصیل نداشت چون فکر می کرد به اندازه کافی پول دارد و نیازی به تحصیلات ندارد؛
او فکر می کرد اینکار فقط وقت او را می گیرد و سرعتش را برای به دست آوردن پول به تاخیر می اندازد. اما چون همیشه به حرف پدرش گوش می داد این بار هم همین کار را کرد.
او را در پاییز به پنسیلوانیا بردند و در آنجا به خواست خانواده با پسری که 5 سال از خودش بزرگتر بود به نام چاک پترسن، هم اتاق شد.

آن دوران همه خانواده درگیر انتخابات ریاست جمهوری و انتخاب هاوارد برای دور چهارم کنگره بودند. وارن برای خوشحالی از این پیروزی تصمیم گرفت با هماهنگی
باغ وحش فیالدلفیا روز بعد از انتخابات در خیابان وولند فیل سواری کند. اما با کمال تعجب نه کاندیدای مورد علاقه هاوارد و نه خودش برای دور چهارم کنگره رای نیاوردند.

فصل پانزدهم : مصاحبه

کتاب صوتی گلوله برفی

در فصل پانزدهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن در نوشتن نامه کتبی مهارت بیشتری تا مصاحبه حضوری داشت. وارن بدون مصاحبه و حتی با گذشتن زمان ثبت نام در دانشگاه پذیرفته شد.
وارن تصمیم گرفت به خرید سهام هم بپردازد؛ او یک شرکت خودروسازی را با توجه به سود و زیانش شناسایی کرده بود.

او پیش بینی می کرد آن شرکت بزودی ورشکست می شود و از طریق کارگزاری که در مسیرش بود قیمت آن را زیر نظر گرفت. قیمت سهام آن شرکت 5 دلار بود. او تصمیم داشت سهام
آن را وقتی به قیمت چند پوند رسید خریداری کند تا بتواند در آینده از آن سودی بدست آورد.

تا بتواند در آینده از آن سودی بدست آورد

فصل شانزدهم : چه تاثیر گذار

در فصل شانزدهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید درآن مجمع شخص دیگری هم بود که وارن به شدت تحت تاثیرش قرار گرفت، آن شخص بنام لوئیس گرین یکی از
سرمایه گذاران معروف و شرکای شرکت بن گراهام به حساب می آمد.
وارن سر صحبت را با او باز کرد و در مسیر برگشت با او در قطار همسفر شد. گرین او را به ناهار دعوت کرد و وارن از این دعوت بی نهایت خوشحال بود و آن را مثل برنده شدن در قرعه کشی
می دانست موقع ناهار او از وارن پرسید چرا سهام آن شرکت را خریدی و وارن فقط جواب داد چون بن گراهام آن را خریده است.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل هفدهم: بن گراهام

در فصل هفدهم از این کتاب صوتی می شنوید که وارن سه اصل اساسی از کلاس های گراهام به دست آورده بود :
اول: یک سهم بخش کوچکی از یک تجارت است، ارزش آن هم به همان نسبت برابر با میزان پولی است که شما حاضرید برای خرید هر سهم بپردازید.

دوم: در محاسباتتان از یک بازه امنیت استفاده کنید چون سرمایه گذاری بر اساس پیش بینی ها است. اگربرای هر تغییری آمادگی داشته باشید تصمیمات بزرگ تان را با اشتباهات
کوچک از بین نمی برید. راه پیشرفت در گرو همت و پشتکار بالا است.

سوم: بازار پیشخدمت شماست نه رئیس شما، بازار هر روز یک قیمت پرتی به شما می دهد که نباید دیدگاه شما را نسبت به آن سهم تحت تاثیر قرار بدهد. حتی اگر به طور اتفاقی پیشنهاد جالبی بدهد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل هجدهم : خدمت سربازی

در فصل هجدهم از این کتاب صوتی می شنوید که وارن بعد از فارغ التحصیلی باید دوران سربازی را می گذراند و ترجیح داد به جای جنگ با کره، چندین هفته در سال را در اردوی تمرینی در اوماها بماند.
وارن می دانست در آنجا هیچ کاری که در آینده به درد او بخورد نمی تواند انجام بدهد.

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

ارن می دانست در آنجا هیچ کاری که در آینده به درد او بخورد نمی تواند انجام بدهد

فصل نوزدهم : مراسم عروسی

در فصل نوزدهم از این کتاب صوتی می شنوید که وارن حالا بخاطر زندگی مشترک باید بخشی از سرمایه اش را برای مخارج روزانه خرج می کرد. وارن از اینکه سهامی برای کسی بخرد
و در آخر آنها ضرر ببینند بینهایت متنفر بود. او در آن زمان کم کم از کارش بدش می آمد، چون او هر چه بیشتر معامله می کرد پورسانت بیشتری می گرفت حتی اگر نتیجه معامله سود آور نبود.

کارگزاران قیمت سهم را بیشتر از قیمت بازار به آنها می فروختند و بیشتر از قیمت بازار هم می خریدند این تفاوت قیمت سود کارگزاران بود و مشتریان از آن بی اطلاع بودند؛ این موضوع باعث ناراحتی وارن می شد.

بخش سوم : پیست مسابقه

فصل بیستم : گراهام – نیومن

در فصل بیستم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که در حین رفت و آمد های وارن به شرکت گراهام – نیومن، بالاخره آنها متوجه ایده های فوق العاده او در مورد انتخاب سهام شدند و قرار شد
وارن برای مدتی در آنجا مشغول به کار شود. وارن خانواده اش را هم به نیویورک آورد تا در آنجا ساکن شوند.

کتاب صوتی گلوله برفی

وارن و همسرش سوزی در آن ایام به مهمانی های شبانه می رفتند. سوزی بخاطر مهربانی و اینکه شنونده خوبی بود همه او را دوست داشتند و وارن هم وقتی در مورد تجارت و بورس صحبت می کرد
توجه همه را به خودش جلب می کرد و همه مشتاق می شدند به صحبت های او گوش کنند.

فصل بیست و یکم : طرف های بازی

در فصل بیست و یکم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که بعد از گذشت چند ماه گراهام و نیومن متوجه استعداد و توانایی های وارن شدند و دیگر به چشم یک کارمند به او نگاه نمی کردند.
یکی دیگر از دوستان وارن در آن دوران اد اندرسن بود. او یکی از سهامداران شرکت گراهام و مهندس شیمی بود و با اینکه تحصیلات آکادمیک بورسی نداشت اما اطلاعات خوبی در این مورد داشت و همین باعث دوستی وارن و اد شد.

کتاب صوتی گلوله برفی

همین باعث دوستی وارن و اد شد

فصل بیست و دوم : شراکت های ابتدایی

در فصل بیست و دوم از کتاب صوتی می شنوید که وارن شرکتی شبیه شرکت گراهام تاسیس کرد و مطابق همان روش پیش رفت و شرکای خودش را 7 نفر از دوستان و اقوامش انتخاب کرد
که به او اعتماد کامل داشتند. وارن با تمام شرکای شرکتش صحبت کرد و درباره نحوه کارش توضیح داد و از آنها خواست تا اگر شرایط را قبول ندارند قبل از شروع، شراکتشان را لغو کنند. وارن در
کنار شراکتش یک پروژه دیگری را هم بررسی می کرد. او سهام یک شرکت بیمه را هم خریده بود. آن شرکت مربوط به بیمه کشاورزان بود که بعد از جنگ جهانی اول دچار رکود شده بود و معامله نمی شد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست و سوم : چارلی مانگر

در فصل بیست و سوم از کتاب صوتی می شنوید که دوتا از دوست های وارن در کلوپ شهر او را با چارلی مانگر آشنا کردند. خانواده مانگر، خانواده فقیری بودند و بعد از وکیل شدن پدربزرگ
وضع آنها بهتر شده بود. چارلی هم بعد از گذراندن مشکلات زیادی توانسته بود وکیل ماهری بشود.

چارلی مطالعات زیادی در مورد تجارت داشت و تا حدودی هاوارد را می شناخت. اما متعجب بود چطور وارن خارج از کالیفرنیا اینقدر اطلاعات دارد.

فصل بیست و چهارم : حرص و ترس

در فصل بیست و چهارم از کتاب صوتی می شنوید که اسم وارن حالا به عنوان کسی که سرمایه گذاری پیش او آنها را ثروتمند می کند در بین مردم شنیده می شد. وارن دیگر مردم را
به سرمایه گذاری دعوت نمی کرد آنها خودشان می آمدند. وارن قوانین سرمایه گذاری اش را در آن سال ها عوض کرد. آن حس نداشتن اعتماد به نفس که از بچگی با وارن بود با کمک سوزی
و تدریس در کلاس و موفقیت های تجاری وارن از بین رفته بود. وارن حالا در جمع قدرتمند ظاهر می شد. مردم خوشحال می شدند از اینکه او برایشان سرمایه گذاری کند.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست و پنجم : جنگ آسیاب های بادی

در فصل بیست و پنجم از کتاب صوتی می شنوید که او یک نقطه ضعف داشت و آن هم اینکه هر چیزی را که بخواهد باید به دست بیاورد.آن شرکت با مدیریت جدید بعدها دچار مشکل نقدینگی شد.
وارن مدیر شرکت را اخراج کرد و با آمدن مدیر جدید و برنامه های او از جمله فروش تجهیزات اضافی و اخراج 100 نفر، جلوی ورشکستگی شرکت را گرفتند. وارن تصمیم گرفت شرکت را بفروشد و
حتی در روزنامه هم برای اینکه مشتری بهتری پیدا کند آگهی داد.

در روزنامه هم برای اینکه مشتری بهتری پیدا کند آگهی داد

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست ششم : یک انبار پر از طلا

در فصل بیست و ششم از کتاب صوتی می شنوید که وارن تصمیم نداشت بعد از میلیونر شدن از کار دست بکشد وهمچنان به برنامه های خودش ادامه می داد. سوزی فعالیت های
خیر خواهانه زیادی انجام می داد؛ برای این فعالیت های او خانه آنها معمولا محل رفت و آمد بود. هاوارد در آن سال مرد. مردم زیادی برای مراسم خاکسپاری او آمدند. لیلا و وارن
اصلا شرایط خوبی درآن روزها نداشتند و سوزان به تنهایی تمام برنامه های مراسم را مدیریت می کرد. وارن قاب عکس بزرگی از پدرش را بالای سرش در دفترش نصب کرد. روزهای
بعد در اثر شوک این اتفاق موهای وارن شروع به ریزش کرد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست و هفتم : حماقت

در فصل بیست و هفتم از کتاب صوتی می شنوید که وارن کارش را بدون سرو صدا انجام می داد چون اگر کسی متوجه خرید سهم آن شرکت توسط وارن می شد، سهام شرکت افزایش پیدا می کرد.
روش خرید وارن اینطور بود که به کارگزاری مطمئنی پیشنهاد خرید سهمی را که مثال 5 دلار بود، 75/4 دلارپیشنهاد می داد و کارگزاری همان لحظه قبول نمی کرد اما بعد با وارن تماس می گرفتند و
موافقت شان برای آن قیمت را اعلام می کردند؛ بعد وارن در جواب می گفت حاضر است هر سهم را به 5 /4 دلار بخرد. به این روش بافتیزه کردن خرید سهم می گفتند.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست و هشت : چک های بدون امضا

در فصل بیست و هشتم از کتاب صوتی می شنوید که حالا سرمایه در اختیار وارن به 37 میلیون دلار رسیده بود و سهم وارن و سوزی از آن 8/6 میلیون دلار شده بود. وارن 35 ساله و خانواده اش
جزو خانواده های ثروتمند و مرفه محسوب می شدند. اما بچه های وارن فرقی با بقیه بچه ها نمی کردند و مثل آنها زندگی می کردند و برای پول توجیبی باید با گروه کر مدرسه کار می کردند.
آنها حتی نمی دانستند خانواده شان جزء ثروتمندان محسوب می شود. وارن حتی کمترین چیزها را از بچه هایش محروم می کرد.

خانواده شان جزء ثروتمندان محسوب می شوند

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل بیست و نهم : دی آر سی

در فصل بیست و نهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن تصمیم گرفته بود یک فروشگاه زنجیره ای لباس را بخرد. پیشنهاد این سرمایه گذاری از طرف دوست وارن بود و او هم با
بررسی و تحقیق پذیرفته بود. وارن با مدیر شرکت هکشیلد_کن، قرار ملاقاتی گذاشت.

برای واگذاری آنجا به مبلغ 12 میلیون دلار به وارن موافقت شد. 80 درصد سهام آن شرکت متعلق به وارن و مانگر، گاتسمن اولین شراکت با وارن بود. 20 درصد سهام متعلق به آن دو بود.
آنها باهم یک شرکت هلدینگ به نام دایور سیفاید ریتیلینگ را تاسیس کردند.

آنها برای آن سرمایه گذاری 6 میلیون دلار وام می خواستند؛ از نظر کارمندان بانک، آن شرکت ارزش این مقدار سرمایه گذاری را نداشت. اما از نظر وارن سود شرکت بیشتر از مبلغ وام بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

فصل سی ام : جک زبر و زرنگ

در فصل سی ام از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که آمدن فناوری اطلاعات، تغییر مهمی بود. تکنولوژی که خیلی ها از آن سر در نمی آوردند.

وارن به شرکایش در نامه ای گفت :

اول: فعالیت هایش را کمتر می کند چون مثل قبلا مورد خوبی برای سرمایه گذاری پیدا نمی کند.

دوم: به سراغ تجارت و تکنولوژی های جدید نمی رود چون از آنها سر در نمی آورد.

سوم: در شرکت هایی که بخاطر اعتصاب کارگران و تعطیلی آنها هر چقد هم سود آور باشد سرمایه گذاری نمی کند.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سی و یکم : عرصه سیاست

در فصل سی و یکم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن به عنوان فرد مورد اعتماد دانشکده گرینل استخدام شد و با اینکه از جلسات و کمیته ها متنفر بود، در کمیته مالی
مشغول به کار شد. در سال 1968 با کشته شدن کینگ، اعتصابات و شورش ها به آخرین حد خودش رسیده بود و هر آن احتمال ظهور یک انقلاب وجود داشت.

هر آن احتمال ظهور یک انقلاب وجود داشت

فصل سی و دوم : ساده، مطمئن، سوآور و خوشایند

در فصل سی و دوم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که عملکرد گذشته وارن جای اعتراضی باقی نمی گذاشت. آن سال بازدهی سرمایه گذاری او رکورد 31 درصدی را به دست آورد
در صورتیکه شاخص داو جونز بازدهی 9 درصدی داشت. شرکای وارن متوجه شده بودند درصدی را که وارن به آنها اعلام می کند همیشه کمتر از بازدهی سالانه واقعی سرمایه گذاریش است.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سی و سوم : شکست دادن وال استریت

در فصل سی و سوم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که در آن زمان یکی از مجلات مقاله ای در مورد وارن با عنوان : چگونه اوماها وال استریت را شکست می دهد چاپ کرد.
در آن مقاله نوشته شده بود اگر در سال 1957 شما 10000 دلار را به بافت داده بودید الان تبدبل به 260000 دلار شده بود؛ شراکت بافت هر سال 31 درصد سود مرکب به شرکایش
پرداخت می کند؛ بافت فرد ساده ای نیست، اما روش ساده ای دارد.

بخش چهارم: جدایی

فصل سی و چهارم : غارتگر آب نبات

در فصل سی و چهارم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن هنوز هم عاشق همسرش بود و او را می پرستید. همیشه در جمع و مهمانی به او محبت می کرد و او را در
آغوش می گرفت اما در خانه تمام حواس و فکرش مشغول کار بود.
او همیشه فکر می کرد همسرش عاشق محبت کردن است و او هم از اینکه به او محبت شود لذت می برد؛ اما حالا سوزی هم نیاز به توجه و محبت داشت. سوزان بیشتر وقتش
را با دوستانش می گذراند و به آنها اهمیت زیادی می داد. سوزان با پسر کوچکش رابطه دوستی داشت و به او اعتماد می کرد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سی و پنجم : روزنامه سان

در فصل سی و پنجم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن از کودکی به کار روزنامه علاقه داشت و تصمیم داشت از طریق تاثیر رسانه در سیاست، فعالیت هایی را انجام بدهد.
در دهه 60 وارن مجذوب قدرت تلویزیون و سود دهی آن شد. وارن با مورفی که صاحب چند شبکه تلویزیونی بود قرار ملاقاتی داشت؛ مورفی بعد از مدتی پیشنهاد عضویت در هیات مدیره
را به وارن داد، وارن برای اینکار نیاز به سهام آن شرکت داشت وچون قیمت آنها هم بالا بود این کار را نپذیرفت.

وارن برای اینکار نیاز به سهام آن شرکت داشت وچون قیمت آنها هم بالا بود اینکار را نپذیرفت

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سی وششم : دو موش آب کشیده

در فصل سی و ششم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که کاترین تا قبل از مسئولیت روزنامه، زندگی خاصی را تجربه کرده بود. پدرش سرمایه دار بود و مادری که به قول خودش
بچه هایش را دوست نداشت و بزرگ کردن و تربیت آنها را به معلمین و مربیان سپرده بود و به اصرار او با عقاید پروتستان آشنا شده بودند و تا مدت ها نمی دانستند پدرشان یهودی است.

چاپ خبر محرمانه پنتاگون توسط روزنامه تایمز سرو صداهایی را ایجاد کرده بود، بخاطر آن روزنامه تایمز برای اولین بار در تاریخ آمریکا توسط یک قاضی توقیف شده بود؛ ادامه دادن
آن خبر و چاپ اسناد پنتاگون در روزنامه واشنگتن پست، روزنامه واشنگتن پست را از یک روزنامه محلی به یک روزنامه با اهمیت در سطح ملی تبدیل کرده بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل سی هفتم : سهام واشنگتن پست

در فصل سی و هفتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که کاترین از وکیل خانواده خواست تا در مورد بافت تحقیق کند؛ او به کاترین اطمینان داد بخش مهمی از سهام متعلق به
خودش است و بافت با به دست آوردن بخش دیگری، نهایتا می تواند عضو هیات مدیره بشود.

او به کاترین اطمینان داد دیدار با بافت به صلاح او است. کاترین و بافت قرار جلسه ای را گذاشتند تا در مورد واگذاری سهام تصمیم گیری کنند. نظر کاترین در مورد وارن بعد از
اولین دیدار این بود: (ظاهر عجیبی داشت و شبیه هیچ کدام از سرمایه داران وال استریت که من تا آن زمان دیده بودم نبود. او ترکیبی از هوش بالا و شوخ طبعی بود و از او خوشم آمد.)

فصل سی هشتم : مدل کاری واتلس

در فصل سی و هشتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن همیشه علاقه مند به امپراتوری واتلس بود؛ نوع سرمایه گذاری واتلس شبیه به عروسک های روسی بود؛ اگر
آنها را باز می کردی یکی دیگر داخل آن بود و یکی دیگر و همینطوری تو در تو ادامه داشت. واتلیس همه این شرکت ها و سرمایه گذاری ها را اداره می کرد و مالک صدرصد هیچکدام از آنها نبود.

مالک صدرصد هیچکدام از آنها نبود

کتاب صوتی گلوله برفی

چیزی که توجه وارن را در سرمایه گذاری واتلس جلب می کرد این بود که یک شرکت می توانست به طور کاملا قانونی مالکیت شرکت دیگری را از طریق خرید سهام آن در اختیار بگیرد.

از کتاب صوتی گلوله برفی به نویسندگی آلیس شرودر می شنوید که وارن به دو چیز اعتماد داشت: اول از مدل تجاری اش و دیگری از مهارتش در استفاده از آن روش، اما مهمتر از این
دو روش، اعتماد به خودش بود.

فصل سی و نهم : سقوط بازار

در فصل سی و نهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که بازار در حال سقوط بود و همه دوستان وارن که در کار سرمایه گذاری بودند دچار مشکل شده بودند؛ اما وارن آرام بود
چون از نظر او سهام شرکت هایی که با ارزش بودند و به قیمت واقعی معامله می شدند در برابر سقوط بازار، مقاومت می کنند. در آن دوران وارن در مصاحبه ای گفته بود: الان زمان
سرمایه گذاری است و شما سهم های بزرگ را با قیمت های پایین (ته سیگاری) می توانید بخرید.

وارن 100هزار سهم بلوچیپ را به ارزش هر سهم 5 دلار خرید. سهامداران به قدری در ضرر بودند که حاضر بودند سهامشان را با قیمت های خیلی خیلی پایین بفروشند.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهلم : چگونه باید یک کتابخانه را اداره نمود

در فصل چهلم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن بیشتر وقتش را با کاترین می گذراند و از کنار او بودن لذت می برد. می توانست در مهمانی های بزرگ با افراد سرشناس ملاقات کند
و چیزهایی را ببیند که تا حالا ندیده بود و همچنین چیزهای زیادی یاد بگیرد. اما کاترین همیشه خودش را مدیون وارن می دانست و دنبال فرصتی برای جبران بود. وارن با تمام شهرتش هنوز خیلی ها را نمی شناخت.

وارن با تمام شهرتش هنوز خیلی ها را نمی شناخت

فصل چهل و یکم : جدایی

در فصل چهل ویکم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن و سوزان به ظاهر در کنار هم بودند و باهم ازدواج کرده بودند. اما در اصل هر کدام از آنها برای خودش زندگی می کرد.

سوزی بخاطر بچه ها و مردم خونگرم و خاطرات قدیمی تصمیم گرفت به کالیفرنیا برود؛ او به بافت گفت از هم جدا نمی شویم و متاهل می مانیم اما وقتش رسیده هر کدام مان دنبال
علایق خودمان برویم. وارن اعتقاد داشت سوزی او را ترک نکرده بلکه بخاطر شرایط جدید این تصمیم را گرفته است. وارن به شدت احساس تنهایی می کرد. او همیشه فکر می کرد
سوزان برای او زندگی می کند.نمی توانست باور کند که او تصمیم گرفته است برای خودش زندگی کند.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهل و دوم : خرید روزنامه

در فصل چهل ودوم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که آسترید 16 سال از وارن جوانتر و از طبقه خانواده کارگر بود. اخلاق استرید خلاف سوزان شوخ طبع و بسیار رک و صریح بود
و برخلاف کاترین متواضع و خاکی بود. رابطه وارن و استرید خیلی بیشتر از آن چیزی که سوزان برنامه ریزی کرده بود جدی شده بود.

استرید کاملا در اختیار وارن بود و هر کاری او می خواست انجام می داد. سوزان بعد از اینکه متوجه این رابطه شد به خانه برگشت و از این رابطه آن دو شوکه شده بود و به آن
حسادت می کرد اما اتفاقی بود که افتاده بود. وارن 47 ساله حالا به این حرف سوزان که می گفت همه زندگی در یک اتاق نشستن و پول در آوردن نیست رسیده بود و تصمیم داشت
سال های باقیمانده را جوری دیگری زندگی کند و وقت بیشتری برای خانواده و فرزندانش بگذارد.

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

خانواده و فرزندانش

کتاب صوتی گلوله برفی

بخش پنجم : پادشاه وال استریت

فصل چهل و سوم : فرعون

در فصل چهل وسوم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که در همان ایام یکی از موفق ترین مردان آمریکا که در اوماها زندگی می کرد مرد.

وارن به مناسبت درگذشت او مقاله ایی با این مضمون در روزنامه ورلد-هرالد نوشت: کیویت از صفر به یکی از پرسود ترین شرکت های دنیا در نوع خودش رسید؛
کسیکه کمتر از درآمدش خرج می کند در حال جمع کردن چک های پرداختی آینده است؛ ممکن است چک های خودش را صرف امور انسان دوستانه بکند ویا آنها را ارث بگذارد،
بعضی از افراد هم از این چک ها برای تاسیس کارهای بزرگ که باعث اشتغال زایی بشود استفاده می کنند.

بجای استفاده از منابع اجتماع بایستی منابع جدید در اختیار اجتماع قرار بدهید تا از طریق آن بیمارستان، مدرسه و دانشگاه تاسیس بشود؛ وارن در مقاله اش گفته بود کسانیکه
ثروتشان را به وارثانشان می دهند بیشتر آنها را مصرف کننده بار می آورند تا تولید کننده، از نظر وارن این رفتار خنده دار بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهل وچهارم : رز

در فصل چهل وچهارم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن قرارداد جدیدی با رز گورلیک بلامکین 99 ساله که مالک بزرگترین فروشگاه مبل بود بست. رز در خانواده فقیری به
دنیا آمده بود و با سختی فراوان توانسته بود به همچین موقعیتی برسد؛ او سواد خواندن و نوشتن هم نداشت.

رز کارش را با فروش لباس و بعد لوازم منزل با قیمت خیلی کم شروع کرد. رز و خانواده اش بعد از ازدواج به اوماها رفتند و در آنجا به خانم ارزان فروش معروف شد. بعد از فوت همسرش
با پسرش به کارش ادامه داد؛ او در هفته 6 روز و نیم کار می کرد. بزرگترین نمایشگاه مبل در آمریکا را با فروش سالانه یکصد میلیون دلار اداره می کرد. تمام کسانیکه روزی به او جنس
نمی دادند حالا جلوی پایش زانو می زدند تا از او خرید کنند. او هنوز هم موقع خرید اجناس چانه می زد تا تخفیف بگیرد.

او هنوز هم موقع خرید اجناس چانه می زد تا تخفیف بگیرد

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهل وپنجم : کامیون جرثقیل دار را خبر کن

در فصل چهل و پنجم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که سوزی با اینکه جدا از وارن زندگی می کرد هر روز تلفنی با او صحبت می کرد و در جریان تمام امور از
جمله خانم رز بود. سوزی بعد از فوت پدر و مادرش بیشتر وقتش را با دوستانش می گذراند. وارن سعی می کرد برای فرار از مشکلات خانوادگیش خودش را با کارش سرگرم
کند؛ رابطه او با استرید هم مثل سابق بود. وارن هنوز خودش را نسبت به مخارج و زندگی سوزی متعهد می دانست.

کتاب صوتی گلوله برفی

گلدبرگ یک جوان به نام اجیت جین که فارغ التحصیل دانشگاه هند بود را به او معرفی کرد؛ او مثل وارن و مانگر سر سخت و پرتلاش بود. وارن جوانی خودش را در آجیت می دید
سعی می کرد او را به خودش نزدیک کند و در معاملاتش تاثیر گذار باشد. هنر وارن این بود که حس برتری جویی را در افرادی که از نظر او توانا بودند را تقویت کند.

فصل چهل و ششم : خط مرزی

در فصل چهل و ششم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که مشاورهایی که وارن به سرمایه گذاران می داد را هیچ وقت به فرزندانش آموزش نداده بود و با اینکه اوضاع
اقتصادی او کلی تغییر کرده بود بازهم نحوه رسیدگی او به وضع مالی فرزندانش مثل قبل بود. او هنوز هم سر وزن یا یک سری از علاقه مندی هایش با فرزندانش شرط بندی می کرد،
معاملات وارن حتی با فرزندانش هم همیشه با قوانین خاص و بصورت برد برد بود.

کتاب صوتی گلوله برفی

وارن به روزنامه وال استریت ژرنال علاقه زیادی داشت و با توزیع کننده اصلی آن روزنامه در اوماها قرار داشت تا هر شب یک نسخه روزنامه را به او تحویل بدهد، وارن بیدار
می ماند تا اول روزنامه را بخواند و از وقایع فردا مطلع بشود و بعد بخوابد؛ نتیجه این کار وارن در معاملات موفقش دیده می شد.

فصل چهل و هفتم : دوشنبه سیاه

در فصل چهل و هفتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که بافت به تنهایی بخش بزرگی از بازار وال استریت را تشکیل می داد. وضعیت بازار سال های بین1982 -1987خیلی خوب بود.
وارن در طول زندگی اش همیشه انسان های خاص را به عنوان دوستانش انتخاب می کرد. اولویت وارن کسب بیشترین سود بود و هر وقت در این مورد زیاده روی می کرد برایش دردسر ساز می شد.
وقتی وارن مشغول سرمایه گذاری روی شرکت سالمون بود، بازار کم کم در حال ریزش بود و وارن که دیگر شراکتی نداشت که آن را منحل کند، شروع به فروش سهامش کرد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهل و هشتم : مکیدن شست

در فصل چهل و هشتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن وقتی روز بعد به دفترش آمد همه چیز ظاهرا آرام بود و از انتشار خبر سالومون هم بیخیر بود. انتشار آن خبر حتی
با لحنی آرام باعث کاهش پنج درصدی سهام آن شد.

با لحنی آرام باعث کاهش پنج درصدی سهام آن شد

وقتی وارن و مانگر تلفنی در مورد وضعیت سالومون صحبت می کردند وارن متوجه شد از مدت ها قبل مدیران شرکت متوجه اشتباه و خطای آن مدیر شده اند، اما فکر می کردند
اگر هیچ اقدامی نکنند فقط سکوت کنند این موضوع پنهان می ماند. مانگر به آنها گفته بود: (این کار شما مثل این است که کنار بنشینید و فقط انگشت شستتان را بمکید) منظور مانگر
از این حرف این بوده که وقتی باید کاری را انجام می دادید یک کنار نشستید و فقط تماشاچی بودید. این خبر با تیترهای مختلف رسانه ایی شد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل چهل ونهم : تاوان بزرگ

در فصل چهل و نهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که بعد از اینکه آب ها از آسیاب افتاد مدیر اجرایی قبلی شرکت تقاضای تاوان 35 میلیون دلاری کرد که با مخالفت وارن و مانگر
روبه رو شد؛ بعد از کلی بحث های طولانی مساله به شورای حل اختلاف کشید. وارن پیشنهادش 14 میلیون دلار بود و گات فرویند مدیر اجرایی شرکت حالا تقاضای 56 میلیون دلار را داشت
و هیات مدیره 6 /8 میلیون دلار را لایق او می دانست. حکم صادر شد و در کمال حیرت، هیات منصفه حتی یک سکه 10 سنتی هم به عنوان تاوان و غرامت حق او ندانستند.

فصل پنجاه : آشنایی با بیل گیتس

کتاب صوتی گلوله برفی

در فصل پنجاهم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن برای تعطیلات به ویلای دوستش دعوت شده بود و در آنجا از او خواستند با بیل گیتس ملاقات کند و جشن تعطیلات
را باهم بگذرانند. جالب بود که نه وارن و نه بیل تمایلی به این ملاقات و آشنایی نداشتند.

وارن از کامپیوتر به اندازه کلم بروکلی متنفر بود و بیل گیتس هم به مادرش گفته بود علاقه ایی به دیدن مردی که فقط سهام میخرد و می فروشد ندارد. هر دوی آنها شخصیت های رکی داشتند
و اگر از کسی خوششان نمی آمد آن را پنهان نمی کردند. رقابت آنها به عنوان مردان ثروتمند باعث آن آشنایی شد.

آن دو در اولین دیدارشان اینقدر سرگرم صحبت شدند که یادشان رفت در مهمانی حضور دارند و مهمانان دیگری هم در آنجا هستند. بیل گیتس از وارن خواست تا کامپیوتر را یاد بگیرد
اما بافت علاقه ایی به آن نداشت. بیل به جمع گروه بافتی ها دعوت شد و آن دو هم صحبت های خوبی برای هم شدند.

آشنایی وارن با بیل گیتس

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه و یک : خرس به جهنم

در فصل پنجاه و یکم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که شرایط سالومون در آن دوران هنوز هم روبه راه نشده بود. کارمندان و مدیران شرکت، قوانین مالی جدید را
که با سبک کار و زندگی در نیویورک همخوانی نداشت را نمی پذیرفتند و تعدادی از مدیران استعفا دادند.

وارن برای کار و سرمایه گذاری قوانین خاص خودش را داشت. این قوانین عبارتند از:

قانون شماره یک : به هیچ وجه سرمایه ات را از دست نده.

قانون شماره دو : قانون شماره یک را فراموش نکن.

قانون شماره سه : زیر بار قرض نرو و وام هم نگیر.

فصل پنجاه دوم : دانه مرغ

در فصل پنجاه و دوم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن شرکت نت جتس که یک شرکت هواپیمایی بود را معامله کرد و خرید بعدی او جنرال ری یک شرکت بیمه که
هزینه خیلی زیادی برای آن پرداخت کرده بود؛ وارن در ازای واگذاری 20 درصد از سهام برکشایر آن شرکت را خرید.

وارن با این معامله توجه همه را جلب کرده بود. وارن در مورد این خرید اینطور می گفت که قصد داشته سبد سرمایه گذاری خودش را بهینه کند. خرید بعدی وارن یک شرکت بین المللی
در زمینه انرژی بود که وارن مالک 75 درصد آن شد. وارن به آن به چشم یک شرکت بیمه برای درآمد زایی شرکت خودش نگاه می کرد.

بخش ششم : چک های جبران خسارت

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه سوم : جن

در فصل پنجاه و سوم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن همیشه از اینکه در شرایطی قرار بگیرد که از او به عنوان یک کارشناس اقتصادی در مورد تمام امور زندگی
سوال کنند بیزار بود. وارن در جواب افراد این داستانی را تعریف می کرد: در 16 سالگی جنی پیش من آمد و گفت یک ماشین به انتخاب خودت به تو هدیه می دهم. از او پرسیدم
در ازای آن از من چه می خواهی او گفت: این ماشین را باید در طول کل زندگی نگه داری. من با خودم فکر کردم پس باید خیلی از آن مراقبت کنم تا به مرور کهنه و فرسوده نشود.

فصل پنجاه چهارم : نیم روده

کتاب صوتی گلوله برفی

در فصل پنجاه و چهارم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن که یک عمر برای به دست آوردن شهرتش تلاش کرده بود و با هر چیزیکه شهرتش را لکه دار می کرد می جنگید،
اما حالا قصد چنین کاری را نداشت. نه مقاله ایی می نوشت و نه در کنفرانس ها و برنامه های تلویزیونی شرکت می کرد. وارن در سخنرانی استادانه خود در سان ولی اعلام کرد پیشبینی
می کند بازاربیشتر از آن چیزی که انتظارش را دارند افت می کند. وارن برای دومین بار در طول فعالیت کاری اش اعلام کرد بخاطر افت شدید قیمت سهم، شرکت خودش سهام سرمایه گذارانی
را که مایل به فروش هستند می خرد. با انتشار این خبر قبل از اینکه شرکت سهمی را بخرد، ارزش هر سهم 24 درصد رشد کرد.

سهمی را بخرد، ارزش هر سهم 24 درصد رشد کرد

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه و پنجم : آخرین میهمانی کاترین

در فصل پنجاه و پنجم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن در سخنرانی گفت اگر می خواهید ثروتمند بشوید از روش 20 مهره استفاده کنید. فکر کنید 20 مهره دارید که با هر
تصمیم مالی شما، یکی از مهره ها کم می شود. با این تصمیم شما هرگز سرسری و بدون برنامه تصمیم گیری نمی کنید. من همیشه از این روش استفاده می کنم.

روز خاکسپاری کاترین مراسمی مجلل و باشکوه برگزار شد. پلیس خیابان های اطراف را بسته بود تا افراد سرشناس و مشهور راحت تر با ماشین های گرانقیمت شان رفت و آمد کنند.
کاترین یکی از زنان بانفوذ جهان محسوب می شد که با وجود نداشتن اعتقادات مذهبی، هیچ وقت از موقعیت خودش سوء استفاده نکرده بود.

بعد از خاکسپاری حضار به منزل او رفتند تا آخرین میهمانی او را برگزار کنند. هر گوشه خانه کاترین یادآور خاطراتی بزرگ از افرادی بزرگ بود و وارن هم برای آخرین بار خاطرات
خانه کاترین را مرور کرد و دیگر هرگز به آنجا نرفت.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه ششم : از طبقه ثروتمندان، علیه ثروتمندان

در فصل پنجاه و ششم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که در آن دوران آرامش به بازار بورس برگشته بود و تعداد میلیاردها رو به افزایش بود. وارن با قانون حذف مالیات که دوباره توسط
رئیس جمهور در حال تمدید بود مخالف بود. از نظر ثروتمندان اگر پدر خانواده مالک و پولدار است نباید بعد از فوتش یکی از املاک او به عنوان مالیات به دولت واگذار شود؛ در صورتیکه از نظر
وارن باید اینکار انجام می شد چون تعداد ثروتمندانی که باید مالیات بپردازند نسبت به مردم آمریکا خیلی کم است.

کتاب صوتی گلوله برفی

اما وارن می گفت: (این کمترین بدهی انها به جامعه ایی است که انها را ثروتمند کرده است). وارن در حالی مخالف این قوانین و پیگیر نقض آن بود که خودش یکی از ثروتمندان کلان آمریکا
به حساب می آمد. وارن اولین کسی بود که نسبت به مالیات کم سرمایه گذاری اعتراض کرده بود. وارن وقتی خودش را با منشی اش مقایسه می کرد منشی او مالیات بیشتری پرداخت می کرد
چون درآمد وارن از سرمایه گذاری هایش بود و طبق قانون به سود حاصل از سرمایه گذاری و سود سهام مالیات تعلق نمی گرفت!

فصل پنجاه و هفتم : کاهن اوماها

در فصل پنجاه و هفتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که در سفر سالانه خانواده بافت در نیویورک، سوزی و بافت هر سال دست در دست هم بودند و از هم جدا نمی شدند.
آن سال سوزی اصلا حال خوبی نداشت. چند روز بعد سوزی به خاطر انسداد روده مجددا در بیمارستان بستری شد و در همین حین بیماری مثل کم خونی و زخم معده هم که بخاطر بیماری
ناراحتی قلبی بود عود کرد. سفر آنها به افریقا هم به همین دلیل به سال بعد موکول شد. تنها رقیب وارن در آن زمان بیل گیتس بود. وارن همیشه برای حل مشکلات ترجیح می داد بجای
روبرو شدن با آن از آن فرار کند. او همچنین مخالف دشمن درست کردن برای برکشایربود و اینکار را خطرناک می دانست.

مخالف دشمن درست کردن برای برکشایربود و اینکار را خطرناک می دانست

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه هشتم : سرطان

در فصل پنجاه و هشتم از کتاب صوتی گلوله برفی خواهید شنید که وارن در یک مجله معتبر به عنوان قدرتمندترین فرد در عرصه اقتصاد یاد شده بود. او چند کار بشر دوستانه انجام داده بود.
در آن سال از همسر و دختر وارن برای شرکت در مراسمی که مربوط به قدرتمند ترین زنان درمورد انجام امورانسان دوستانه و کارهای خیر بود دعوت شد؛ وارن به شدت از این اتفاق خوشحال بود.

سوزی اخیرا به بیماری تورم غدد لنفاوی مشکوک بود و باید آزمایشات لازم را انجام می داد. وارن نگران بیماری همسرش بود و رفتارش طوری بود که همه متوجه بیقراری و نگرانی او می شدند.
سوزی روحیه اش را از دست داده بود؛ با تحقیقاتی که کرده بود می دانست نوع سرطانش بسیار خطرناک است. وارن در جلسه سخنرانی دانشگاه جورجیا علاوه بر سخنان همیشگی در مورد
کار و اقتصاد بحث را به عشق و علاقه افراد نسبت به هم کشاند. او تاکید کرد که عشق را به هیچ وجه نمی توان با پول به دست آورد و تنها با عشق ورزیدن بدون توقع می توان در مقابل، عشق دیگران را به دست آورد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل پنجاه نهم : زمستان

در فصل پنجاه و نهم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که سوزی باید پرتو درمانی می کرد تا شانس زنده بودنش را بیشتر کند. آن سال وارن برای تعطیلات کریسمس در کنار خانواده اش بود.
وارن و سوزی برای هدیه کریسمس به هر کدام از فرزندانش 600 سهم برکشایر را دادند. هدف آنها از این هدیه این بود که فعالیت های بشر دوستانه را به فرزندانشان آموزش بدهند. آنها برای
هر کدام از فرزندانشان یک موسسه خیریه تاسیس کردند و این سهام را به حساب موسسه واریز کردند نه حساب شخصی آنها.

سوزی جوان از مادرش مراقبت می کرد و اجازه نمی داد کوچکترین خبرناخوشایندی به گوش او برسد.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل شصت : آتش هفتم

در فصل شصتم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که نتیجه آزمایشات سوزی خوب بود و تا یکسال اثری از سرطان نبود اما بعدش قابل پیش بینی نبود. سوزی تصمیم داشت حالا که بیماری اش
رفع شده به کارهای عقب افتاده اش بپردازد؛ اولین برنامه او دیدن نمایش پسرش پیتر به نام آتش هفتم بود. وارن و همسرش برای شرکت در مهمانی و شرکت در یک برنامه به نیویورک رفتند.
سوزی در آن برنامه همسرش را عشق بدون شرط زندگیش دانست و در مورد آسترید هم گفت: از اینکه از همسرم مراقبت می کند از او سپاسگذارم و در مورد نقل مکانش هم گفت: چون
من جایی را می خواستم که بتوانم زندگی خودم را داشته باشم.

من جایی را می خواستم که بتوانم زندگی خودم را داشته باشم

سوزی در مهمانی که یکی از دوستانش برگزار کرده بود حالش بد شد و بعد از مراجعه به بیمارستان فوت کرد. لحظه مرگ سوزی وارن و بچه هایش کنار او بودند، بجز هووی که در
افریقا بود و نمی توانست تا روز بعد خودش را برساند. رفتن سوزی با اینکه دور از وارن زندگی می کرد باعث نابودی او شده بود. وارن نتوانست به دلیل فشار روحی در مراسم
تدفین سوزی شرکت کند. او تا مدت ها هر شب فقط با قرص خواب می خوابید.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل شصت و یکم : چک های جبران خسارت

در فصل شصت و یکم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که سوزی جوان حالا جانشین مادرش در بنیاد بافت شده بود. پیتر هم در واشنگتن مشغول اجرای نمایشش بود
و بعد از مرگ سوزی حالا خودش با پدرش تماس می گرفت و او را دعوت می کرد. آسترید که با مرگ سوزی بهترین دوست خودش را از دست داده بود؛ احساس می کرد در
حق او ظلم شده است و آن دو از او برای اینکه رابطه شان را آن طور که خودشان می خواهند باشد، استفاده کرده اند. وارن هم متوجه این مطلب شده بود و بعد از مراسم سوزی
او را بیشتر در زندگی عمومی خودش شریک کرد.

بافت تصمیم گرفته بود در زمان حیاتش پول هایش را صرف امور خیر کند و تا وقتی زنده هست ببیند این پول ها چطور به دست نیازمندان می رسد. او در مصاحبه ایی که بخاطر
این موضوع ترتیب داده بود در مورد اقبال زندگی اش گفت: (من خیلی خوش شانس بودم که در امریکا متولد شدم). بعد از گذشت این سال ها منطقی است پول هایم را شبیه چک های
جبران خسارت، به جامعه برگردانم. مطمئن هستم سوزی هم از این کار من خوشحال می شود.

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل شصت و دوم : بحران

در فصل شصت و دوم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که متهم کردن وارن به عنوان برجسته ترین شخصیت اقتصادی آن زمان کار خیلی سختی بود؛ ازطرفی ماموران با
اینکار به شهرت و مقام می رسیدند و از طرفی هم قبول این مسئولیت و متهم کردن او ریسک زیادی داشت. سرانجام چون مدرکی که ثابت کند وارن از این جریان اطلاع
داشته است پیدا نشد و فقط متهمان از 1 تا 4 سال زندان محکوم شدند.

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

فقط متهمان از 1 تا 4 سال زندان محکوم شدند

کتاب صوتی گلوله برفی

مهم ترین درس وارن این است که : ( برد و باخت همیشه وجود دارد. اما این چیزی نیست که مردم عادی با آن روبرو باشند. سهام را باید در طول زمان نگهداری کرد و مالک آن شد.
به مرور و با افزایش بهره وری و سود آوری شرکت، ارزش سهام هم افزایش پیدا می کند. فقط باید مراقب بعضی از اشتباهات باشید: یکی از این موارد خرید و فروش در زمان اشتباه است.

یکی دیگر از بهترین راهکار برای اجتناب از هر دوی این موارد، باید سهمی را که بسیار ارزنده است را به قیمتی پایین و به مرور زمان خریداری کنید. هنگامی که دیگران ترسو هستند،
شما حریص باشید و هنگامیکه دیگران حریص هستند، شما ترسو، هرگز تصور نکنید شما از بازار باهوش تر هستید. اگر برخی از صنایع در زمانی عملکرد بهتری می توانند داشته باشند،
چرا باید معاملاتی با بازده پایین داشته باشید و بعدا حسرت بخورید که می شد عملکرد بهتری داشته باشید. افراد بسیار کمی پتانسیل این را دارند که به یک سرمایه گذار موفق تبدیل بشوند).

کتاب صوتی گلوله برفی

فصل شصت وسوم : گلوله برفی

در فصل شصت و سوم از کتاب صوتی گلوله برفی می شنوید که وارن همیشه با وجود نوسانات بازار بورس، اقتصاد و محبوبیتش هیچ وقت تمرکزش روی کار را از دست نداد.
یکی از علاقه مندی های وارن تدریس بود. او در دانشگاه های مختلف برای دانشجویان سخنرانی می کرد. وارن همیشه به تمام سوالات دانشجویان جواب می داد حتی اگر در مورد اقتصاد و کار نبود.

وارن به آنها نصیحت می کرد: (من خیلی زود شروع به ساختن گلوله برفی خودم کردم، اگر ده سال دیرتر این کار را شروع می کردم، معلوم نبود الان کجای تپه زندگی قرار داشتم. بنابراین
من به شما دانشجویان توصیه می کنم که اگر زودتر شروع کنید حتی اگر به اندازه کافی توانایی نداشته باشید، بهتر از این است که شروع کارتان را به تاخیر بیندازید. حواستان باشد
کارت های اعتباری، شما را از بازی عقب می اندازد).

کتاب صوتی گلوله برفی

و در نهایت آلیس شرودر نویسنده کتاب گلوله برفی می گوید وارن معتقد بود: (گلوله برفی به محض اینکه شما در موقعیت درست جذب برف باشید شکل می گیرد . برای من درست
این اتفاق افتاد. من حتی در مورد چگونگی بدست آوردن ثروتم هم صحبت نمی کنم، این اتفاق به فهم شما از دنیا و اینکه شما چه جور دوستانی را دور خودتان جمع کرده باشید بستگی دارد.

شما با گذشت زمان هم انتخاب می کنید و هم انتخاب می شوید. باید همان شخصی باشید که برف می خواهد به آن بچسبد. شما باید نوعی برف خیس باشید. بنظر من بهترین کار این
است که در طول زندگی برف ها را به خودتان جذب کنید، چون زندگی به شما امکان برگشت به سمت بالای تپه را نمی دهد. این قانون زندگی است).

باید همان شخصی باشید که برف می خواهد به آن بچسبد

جهت دانلود کتاب صوتی گلوله برفی اینجا کلیک کنید

گلوله برفی وارن با حساسیت های بیش از حد او بزرگ شده بود، اما او همچنان تلاش می کند تا آن را بزرگتر کند. وارن هر سال روز تولدش بدون توجه به سنش شگفت زده می شود
و تا پایان عمرش با همین شور اشتیاق قصد دارد ادامه بدهد. از نظر او دنیا خیلی بزرگ بود و او تازه ابتدای مسیر قرار داشت.

دانلود نرم افزار دایره طلایی سهام با 48 ساعت تست رایگان

جهت ورود به سامانه آپر 365 اینجا کلیک کنید

جهت مشاهده فروشگاه سامانه بورصدا اینجا کلیک کنید

آموزش بورس در کالج تی بورس

نویسنده : عزیزالله جهانی مقدم

 

 

Be sure to read the following:

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

لینک کوتاه: